قسمتی از کتاب «هزار خورشید تابان» از خالد حسینی مرا به فکر فرو برد. سعی میکنم نامی نبرم و فقط این قسمت را بازگو کنم:
وضع مالی بد شده و پدر شکم بچه را نمیتواند سیر کند. مادر مجبور میشود بچه را به پرورشگاه ببرد و به او بیاموزد که پاسخ دهد پدرش در جنگ کشته [...]
بایگانیِ دستهی ‘عشق’
زندگی زیباست
ارسالشده در عشق, فرهنگ, کتاب در ژانویه 4, 2009 | بیان دیدگاه »
سخن دریا
ارسالشده در احساس, عشق در ژانویه 2, 2009 | بیان دیدگاه »
دریا صبور و سنگین میخواند و مینوشت:
من خواب نیستم،
خاموش اگر نشستم،
مرداب نیستم،
روزی که بر خروشم،
زنجیر بگسلم،
روشن شود که آتشم،
من آب نیستم
فریدون مشیری
دایی جان ناپلئون
ارسالشده در خاطرات, سینما, عشق, فرهنگ در دسامبر 1, 2008 | بیان دیدگاه »
سریال دایی جان ناپلئون آخرین ساخته ناصر تقوایی قبل از انقلاب است. این سریال در سال ۱۳۵۵ بر اساس قصه مشهور ایرج پزشکزاد ساخته شده است. این اثر جاودانه ناصر تقوایی داستان طنز یک عشق اول به همراه دسیسه های فامیلی در یک خانواده به اصطلاح اشرافی است. عمده توفیق این سریال به دلیل انتخاب [...]
تا بحال به آهنگی گوش کردین، احساس کنین که اون آهنگ رو خواننده برای تو خونده باشه و حرف دل تو رو بزنه! این احساس رو من با این آهنگ دارم الآن! یادتون نره که “watch in high quality” پایین این ویدئو رو تو “youtube” کلیک کنین.
باید تو رو پیدا کنم شاید هنوز هم دیر [...]
دوست داشتن
ارسالشده در دوستی, روابط, شمالیترینیها, عشق, فرهنگ در نوامبر 2, 2008 | 2 دیدگاه »
این مطلب به بهانه مطلب «دوست داشتن» و «نظر سنجی» مربوطه نوشته شده است!
به نظر من دوست داشتن احتیاج به زمان، و فکر و … دارد و الا اسمش چیز دیگری است! شاید بعضی وقتها فکر می کنم ادبیات فارسی (منظورم حداقل زبان محاورهای ما) در این وادی ضعیف است و تنها عشق زیبا و [...]
خدا
ارسالشده در عشق در سپتامبر 26, 2008 | بیان دیدگاه »
خودا !
خاطر خواهی
ارسالشده در عشق در سپتامبر 18, 2008 | بیان دیدگاه »
به قول مش قاسم:
والا بابام جان دروغ چرا؟ … تا قبر آ آ آ آ … ما خودمان خاطر خواه شدیم … نه! نه! نه! نشدیم … یعنی چرا شدیم … خلاصش میدانیم چه بلاییه! … نه! نه! نه! بابام جان … ما خودمان خاطر خواه شدیم … آدم بزرگاش جان سالم بدر نبردن چه [...]

