سریال دایی جان ناپلئون آخرین ساخته ناصر تقوایی قبل از انقلاب است. این سریال در سال ۱۳۵۵ بر اساس قصه مشهور ایرج پزشکزاد ساخته شده است. این اثر جاودانه ناصر تقوایی داستان طنز یک عشق اول به همراه دسیسه های فامیلی در یک خانواده به اصطلاح اشرافی است. عمده توفیق این سریال به دلیل انتخاب هوشمندانه بازیگران و فضاسازی بی نظیر در آن است. بازیگران اصلی این سریال عبارتند از:
غلامحسین نقشینه در نقش دایی جان، مسن ترین عضو خانواده بود. دایی جان شیفته ناپلئون بناپارت امپراطور فرانسه بود و خود را شبیه او می خواند. او باور داشت در بسیاری از جنگهای بین قوای قزاق و انگلیس در جنوب ایران با انگلیسی ها جنگیده است و در نتیجه بر این خیال بود که همچون ناپلئون دشمنی آشتی ناپذیری با انگلیسیها دارد.
پرویز فنی زاده در نقش مش قاسم، نوکر وفادار دایی جان است که از اهالی روستای کوچک غیاث آباد است و همچون دایی جان تصور می کند که در جنگهای بسیاری بر علیه انگلیس شرکت داشته.
نصرت الله کریمی نقش آقاجان پدر سعید که راوی داستان و عاشق لیلی دختر دایی جان است، را بازی کرده است. دایی جان همواره با آقاجان اختلاف داشت چرا که او یک بازاری غیر اشرافی بود و بر خلاف دایی جان اعتقاد داشت ناپلئون تنها یک جنگجو بوده که اروپا را به خاک و خون کشیده است.
شازده اسدالله میرزا را پرویز صیاد ایفای نقش می کرد. اسد الله میرزا عضو وزارت امور خارجه بود و مردی عیاش و خوش گذران بود که هیچ چیز را جدی نمی گرفت حتی نگاه نفرت آمیز شوهر ها وقتی که او سر به سر زنانشان می گذاشت. او یکبار ازدواج کرده بود ولی همسرش وی را به خاطر مرد دیگری ترک کرده بود.
به گفته پرویز صیاد بازیگر نقش اسدالله میرزا، قرار بود بازیگران دیگری عهده دار نقشهای اصلی داستان باشند. عزت الله انتظامی برای نقش مش قاسم انتخاب شده بود، علی نصیریان برای دایی جان و داوود رشیدی برای اسدالله میرزا. اما پس از آنکه تقوایی غلامحسین نقشینه را در نقش دایی جان مناسب تر دید، عزت الله انتظامی حتی پس از توافقهای اولیه مش قاسم را بازی نکرد و در نهایت پرویز صیاد اسدالله را بازی کرد.
ایرج پزشکزاد نویسنده رمان دایی جان ناپلئون سال پیش در جلسه پرسش و پاسخی در لندن به نکات جالبی در رابطه با داستان و سریال ناصر تقوایی اشاره کرده است.
آقای پزشکزاد در جواب به این پرسش که چه میزان در انتخاب بازیگران نقش داشته، گفت که دخالتی نداشته اما وقتی قرار شد ناصر تقوایی این سریال تلویزیونی را تهیه کند تابلویی خیالی از داستان کشیده و در آن شخصیتها را به تصویر کشیده و آن را به تقوایی داده. او می گوید هر کس که فیلم را دیده، حیرت کرده، چون همانها در آمده بودند، جز اینکه او اسدالله میرزا را آدمی کچل تصویر کرده بود اما در سریال زلف داشته و پرویز صیاد از کلاه گیس استفاده کرده بود.
پزشکزاد اضافه کرده که در خلق شخصیتهای رمان بطور غیرمستقیم از آدمهای دور و برش الهام گرفته و پدرش که طبیب بوده همواره میگفته که کار، کار انگلیسی هاست.
در مؤخره پزشکزاد در چاپ جدید این رمان، او نوشته که تنها داستان عاشقانه با زندگی واقعی او می خواند. او در جوانی قرار بوده طب بخونه و آن را رها میکنه و حقوق می خونه تا زودتر به دختری که عاشقش بوده و از خانواده ثروتمندی هم بوده برسه و بعد هم شروع به نوشتن میکنه تا اسم و رسمی بهم بزنه و … باقی داستان رو برای کسانی که هنوز سریال رو ندیدن تعریف نمی کنم، خودتون ببینین تا از مزه نیفته!

